X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
پنج‌شنبه 27 مهر‌ماه سال 1385 ساعت 11:02 ب.ظ

 

هیچ میدونی که چقدر دلم برات تنگ شده؟!

مطمئنم که فکرشم نمیتونی بکنی!

میدونی به امید چی دارم روحیه ام رو حفظ میکنم؟

فقط به امید اینکه همه چیز تموم شه!مسخره ست. نه؟!

ولی من سه ساله که منتظر همچین روزی هستم و بهش فکر میکنم!

شاید اینطوری فکرت عذابم نده و بتونم برم دنبال زندگیم.

تو این سه سال که حتی یک ساعتم نتو نستم از دستت فرار کنم!

با اینکه همیشه ازم دوری اما فکرت همیشه همراهمه.

واقعا نمیدونم عاشق چیت شدم؟!!!! اخلاق خوبت؟! مهربونی غیر

قابل توصیفت!قیافه جذابت! سادگی و صداقتت!! شباهت اخلاقیت

به خودم؟! میدونی که هیچ کدوم نمیتونن دلیل خوبی باشن!

البته از این نگذریم که کلا مردهای متولد تیر من رو جذب میکنن

 و من دوستشون دارم! اما ماه تولدت هم دلیلش نبوده!

کاش قبل از خداحافظی یک بار دیگه ببینمت. کاش این یک ماه

هم زودتر بگذره و من به روز موعود برسم! روزی که میخوام ازت

خداحافظی کنم! من نمیدونم که بعد از اون چطوری باید زندگی

کنم. اصلا زندگی میکنم یا نه! روزی که از فرداش حتی آرزوی

خداحافظی کردن از تو رو هم نداشته باشم!!

چقدر سخته. میترسم نتونم تحمل کنم. میترسم پایان رویای

تو پایان زندگیم باشه. اما فعلا که تنها امیدم همینه!

که توی یک روز بارونی من و تو روبه روی هم نشسته باشیم و

و با کلی احساس های قشنگ و دوست داشتنی و بدون اینکه

از هم متنفر شده باشیم و دعوایی در کار باشه از خاطرات

 مسخرمون بگیم و از هم خداحافظی کنیم و به هم قول بدیم

که خیلی زود همدیگه رو فراموش کنیم!!

میدونی چند وقته که به خاطرت اشک نریختم؟!

امشب میخوام گریه کنم. فقط به خاطر تو. بدون هیچ بهونه ای

فقط به خاطر تو!

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo