X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
پنج‌شنبه 19 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 11:50 ب.ظ

میرم روی پشت بوم خونمون

نفس هام سنگینه

آسمون دوره. دور و دست نیافتنی!

شالی رو که دور خودم پیچیدم و محکم تر مییگیرم تا

 مطمئن شم باد رو فقط با صورتم احساس میکنم.

 

ماه. این همدم همیشگیه من

امشب چه تاریکه.

اما منتظره!

 که مثل همیشه ازش تعریف کنم و قربون صدقه اش برم.

تکرار کنم که دوستش دارم!  چقدر زیباست. و چقدر بهم آرامش میده!

 اما امشب ترجیح میدم

سکوت کنم و فقط نگاش کنم.

 

گردنم خشک شد!!! به زحمت سعی میکنم حرکتش بدم!

سعی میکنم جهت مخالف قبل بگیرمش. سرم رو کاملن میارم پایین!

یه سوسک زشت و بد قواره  جلوی پامه!!!!!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo